صفى الدين محمد طارمى
372
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
است . پس ساكن مىشود به سوى او و راضى مىشود به حكم او . پس استراحت مىيابد . و همچنين است طمأنينهء « مبتلى به سوى مثوبت » . پس به درستى كه هرگاه مبتلا شود به مرضى و نوعى از مكاره و ناچيز شود صبر او از شدايد و رنج ضرر ، نازل مىكند خداى تعالى بر او سكون از مشاهدهء ثواب بر صبر و اجر بلا ، و بودن او كفّاره از براى گناهان او ، آرام مىگيرد به سوى او . چرا كه او مادامىكه مىپندارد بلا را ضرر محض ، مىباشد بر او دشوار و مشقّت قادحه . پس هرگاه ببيند ثواب صبر را بر او و فايدهء او را ، مىيابد او را نعت . پس آرام مىگيرد به سوى او ؛ و بسيار است كه راضى مىشود به او و ملتذّ مىشود ، مثل كسى كه بياشامد دواى تلخ را و او بر يقين باشد از نفع او و تأثير او « 1 » صحّت و قوّت را . و الدرجة الثانية : طمأنينة الروح في القصد إلى الكشف ، و في الشوق إلى العدة ، و في التفرقة إلى الجمع . يعنى : « طمأنينهء روح » به سوى كشف در قصد قلب به سوى حقّتعالى و توجّه به جانب او در سير . پس به درستى كه سالك مادامىكه قاصد و متوجّه است در سيرش به سوى حقّ ، اجتهادكننده است پيش از كشف ، مىباشد مضطرب و مىترسد از عاقبت كارش . پس هرگاه رسيد به كشف ، آرام مىگيرد روح او به كشف و مىيابد او را مقصود خود . پس استراحت مىيابد استراحت انس را . و همچنين طمأنينهء او به سوى « عده در شوق » پس به درستى كه او مادامىكه مهجور و غايب است در طلب ، سخت مىشود شوق او و مضطرب مىشود . پس هرگاه رسيد به چيزى كه موعود است از وصول ، آرام مىگيرد به موعود ، مثل قول ايشان كه : هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ « 2 » .
--> ( 1 ) . ك : إيراثه . ( 2 ) . يس / 52 .